آقای مدیرکل!
کارد به استخوان رسیده
 
جناب مدیرکل خودتان کار را به اینجا رساندید. آنقدر خود را از چشم اهالی رسانه که زمانی جزئی از آنها بودید پنهان کردید که امروز مجبورم برای گلایه ازجنابعالی در وبلاگ دست به قلم ببرم. حتما به تازگی از اهمیت و قدرت وبلاگ های استانی برایتان گفته اند! چگونه است که نه در جلسات اهالی مطبوعات شرکت می کنید و نه حاضر به انجام مصاحبه ساده رادیوئی پیرامون احداث چاپخانه در هرمزگان می شوید. یاشما ما را جز جنبندگان قلم به دست هرمزگان محسوب نمی کنید و یا ما موجودات آنقدر مخوف و هولناکی هستیم که خود را مانند ماه شب چهارده از ما پنهان می نمائید. البته گزینه سومی هم وجود دارد و آن، شرمساری چشمانی است که توان رو در رو شدن با دستانی را ندارد که تا کنون نجیبانه دندان بر جگر نهاده و خطی تلخ از عملکرد خاکستری شما در دفتر تاریخ هرمزگان به یادگار نگذاشته اند. شما موظفید در قبال جامعه مکتوب هرمزگان پاسخگو باشید اما بجای آن، در روز خبرنگار و از کشور چین و ماچین و از کنار پیرمردان ابرو دراز معبد شائولین برایمان پیام صادر می کنید. گویا گوهر خودبزرگ بینی آنقدر در سلول های خاکستری مغزتان ریشه دوانده که گاهی خود را با رئیس سازمان ملل مقایسه می کنید و پیام می فرستید. ما نه سیل زدگان پاکستانیم و نه قربانیان کهریزک که نیازی به پیام شما داشته باشیم و ای کاش بودیم تا مظلومیتمان بر همگان هویدا می گشت تا عاملان این ظلم برای مدتی در تعلیق بسر ببرند.در عجبم که چگونه برخی آقایان، شیب آگهی های دولتی را به سمت گاوصندوق نشریه خود چرخانده و شما نیز بجای رسیدگی،شانه به شانه همان ها حرکت می کنید. اما مطمئن باشید با این رویه تا چند سال دیگر باید برای رهائی جماعت رسانه ای این دیار از فقر، جشن گلریزان گرفت و برای کاستن درد مرگ زودهنگام یک نشریه ،چادرهای کمک های مردمی را در سرتاسر شهر برپا کرد.آقای مدیر لطفا بفرمائید از این جماعت چند نفرشان بیمه هستند و فراتر از آن آیا ذهنتان یارای به یاد آوردن آدرس 5 نشریه هرمزگانی را می کند. تنها پز می دهید که هوارتا نشریه داریم و اما دریغ از یک احوالپرسی ساده! در حیرتم که با این همه گله و شکایت اهالی رسانه از حضرتعالی، چرا مدیریت استان قلم به ابطال حکم مدیریتی شما نبرده است. گوئی شما از حمایت فرشتگان زمینی بهره می برید‍! آقای مدیرکل، ما نوک قلم هایمان را سخت تراشیده ایم، یا تغئیر رویه دهید و در جلسات اهالی مطبوعات شرکت کنید و پاسخگوی سوالات باشید یا اینکه همین قلم های سرد و خاموش به سرعت تیری که از چله کمان رها شده، عمر مدیریتی شما را نشانه خواهد گرفت زیراکه کارد به استخوان رسیده!